تبليغاتX
ديپلماسي

ديپلماسي

"جهان" دارد مي شود ، جهاني بيانديشيم.

 

ژان ژاک روسو. ۱۷۷۸-۱۷۱۲

 روسو در کتاب خود " قرارداد اجتماعی"  می گوید در هر حکومتی حاکمان با ملت قراردادی اجتماعی می بندند این قرارداد که هیچگاه و هیچ جا نوشته نمی شود بدبن صورت است که گروهی از افراد  واجد شرایط در ازای دریافت حقوق و مواجبی از محل دارائی های عمومی  موظف می شوند در راه  تامین نظم و امنیت و رفاه و آسایش آن ملت تلاش نمایند.

اگر از دریچه نگاه روسو به نظامهای توتالیتر و فاشیستی نگاهی بیندازیم می توان اینگونه پنداشت که در چنین حکومتهایی رابطه حاکم و ملت  دیگر طبق قرارداد اجتماعی فوق الذکر نیست و در واقع نیروی حاکمه دیگر در استخدام و خدمت ملت نیستند و ملت در استخدام حاکم هستند. ملتی که خود طبق قرارداد اجتماعی به دست حاکم چوب و چماق و شلاق داده اند از ظلم و ستم و قوه قهریه حاکم به ستوه می آیند. قوه قهریه ای که در آمد و جیره مواجبشان از محل دارائی های ملت است و اگر اطاعت ملت نباشد قوه قهریه ای وجود نخواهد داشت.

اتین دو لابوئتی . 1530 -1563

  اتین دو لابوئتی در رساله بردگی اختیاری می نویسد :

((  اگر خود به او چشم ندهید از کجا این همه چشم دارد

تا شما را زیر نظر بگیرد ؟.

اگر شما خود به او دست و بازو  نبخشید از کجا این همه بازو

فراهم می کند تا سرکوبتان کند ؟ .

اگر خود شما به او قدرت ارزانی  ندارید چگونه قادر است بر

شما تحکم کند .  

او ادامه می دهد :

(( فقط می خواهم بدانم چگونه است که انبوهی از انسانها ،

روستاها ، شهرها و ملتها زیر بار فشار و ظلم جباری عذاب

می کشند که جز قدرتی که خود مردم به او داده اند ،

قدرت دیگری ندارد .

جباری که قادر است تا آن حد به آنان آسیب برساند که تاب و

تحملش را دارند . ظالمی که به دلیل تحمل مردم و بی رغبتی

آنان به مخالفت از این امکان بر خوردار می گردد که هر

آسیبی به ایشان برساند و هر ستمی که دلش می خواهد بر

آنان روا دارد .

برای غلبه بر جبار نیازی به جنگ یا مبارزه نیست ، چرا که

اگر همه مردم از توافق خود منصرف شوند ، جبار خود به خود

ساقط می گردد.))

لابوئتی به توده ها  اطمینان می دهد که لازم نیست برای

براندازی استبداد دست به خشونت بزنند و یا خونی بریزند

بلکه کافی است خواستار آزادی شوند .

(( قدرتی ندارد جز قدرتی که شما به او تفیض کرده اید

تا نابودتان کند. ))

 

+ نوشته شده در  89/10/01ساعت   توسط الهام حيدري  | 

ایران در آستانه مذاکرات الحاق به جهان

جهانی که دارد می شود.

دهکده جهانی که هربرت مارشال مک لوهان در سال 1980 از آن دیده فرو بست هرگز شاهد اتفاقات و تحولات جدید کنونی در سال 2010 نبوده است. وی به عنوان یک دانشمند علوم ارتباطات و جامعه شناس کانادایی زمانی که در تبیین فرآیند جهانی شدن اصطلاح "دهکده جهانی"  را بکار برد و از تحولات ابزارهای ارتباطی در دهکده جهانی سخن گفت هرگز نمی توانست تصور کند تاجری لپ تاپش را روی زانوهایش گذاشته باشد و با شلوارک روی مبل راحتی منزلش دراز کشیده باشد و با کلیک های ظریف و کوچک مشغول گشت و گذار در بورس کالاها، فلزات، ارزها و حتی شرکت در مناقصات باشد.

و یا مدیری که در اتاقش در تهران نشسته است و مشغول مذاکره جدی در مورد قیمت خرید یک محصول از یک شرکت بین المللی که دفترش در هامیلتون نیوزلند قرار دارد از طریق ویدئو کنفرانس است.

دهکده جهانی که آنروزها که زیاد هم دور نیست توسط مک لوهان مطرح شد و عده ای را در تفکر چگونگی اش به تفکر و تحیر وا داشت اکنون به اندازه یک موس پد کوچک شده است. موس شما روی جهان کلیک به کلیک شما را به هر کجا امکان داشته باشد می برد.

پیش روی چشم ما در جهان اینترنت  میلیونها فروشگاه، میلیونها شرکت، آگهی، هتل، اطلاعات، تحلیل، آمار، خبر و... وجود دارد. شما می توانید از موزه های جهان بصورت آن لاین دیدن نمایید. می توانید خرید کنید. می توانید در کسری از ثانیه با دوربین کامپیوتر شخصی اتان دوستتان را که نیمکره جنوبی کره زمین و با فاصله پانزده یا شانزده  نصف النهار آنطرف تر  زندگی می کند را ببینید و از او بپرسید صورتت چه شده و او بگوید که مثلا یک ربع ساعت  پیش به جایی خورده و زخم شده است.

واقعا وسایل ارتباطی جهان ما را متحول کرده است . امور به سرعت تغییر می کنند به سرعت پیش می روند و به انجام می رسند و همه چیز در زمانی کوتاه باهزینه ای کم و به سرعت انجام شدنی است.

اما جهانی شدن بیش از هر چیز در حوزه تجارت خودش را نشان داده است. برچیده شدن مرزها، آسان شدن رفت و آمدها ، سهولت تبلیغات در رسانه ها، سهولت خرید و فروش و دسترسی به بازارهای جهانی همه چیز را در جهان تجارت سنتی تغییر داده است.

 زیاد عقب نمی رویم. در همین 100 سال گذشته تاجر به کسی اطلاق می شد که سفرهای دور و دراز و طولانی مدت می رود و معمولا بصورت دایمی در جایی مستقر نیست. تاجر کسی بود که متحمل زحمت جسمی فراوانی برای انجام یک معامله تجاری می شد. تاجر 100 سال پیش اگر خیلی در کار خودش متبحر می بود و پول کرایه کشتی و یا شتر ویا واگنهای قطار باری را داشت مقدار قابل توجهی کالای تولید شده در کشور خود را بر می داشت و به کشور دیگری می برد و با زحمت بسیار سود خوب و نه فراوانی بدست می آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/11/18ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

اصلاح نرخ ارز = حمایت از صادرکنندگان = توسعه اقتصاد

این مطلب در روزنامه جهان اقتصاد مورخ ۲۴/۱۰/۱۳۸۸ چاپ شده است.

چندی پیش بالاخره صدای اعتراض صادرکنندگان کشور از دهان وزیر محترم بازرگانی و ریاست محترم اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران که پارلمان بخش خصوصی محسوب می شود شنیده شد.

صادرکنندگان کشور که از پایین بودن قیمت دلار به ستوه آمده اند اینگونه اذعان می دارند که مداخله دولت در پایین نگه داشتن نرخ ارز منجر به خسران صادرکنندگان و افزایش واردات و درنتیجه صدمه به تولید کنندگان و صادرکنندگان شده است.

از طرفی رئیس کل بانك مركزي قيمت فعلي ارز در بازار را واقعي  می داند و اذعان می دارد كه قيمت دلار پايين نگه داشته نشده است.

مطلب حاضر قصد دارد ابعاد موضوع تعیین نرخ ارز و تاثیر آن بر اقتصاد کشور را مورد ارزیابی قرار دهد.

در علم اقتصاد سنجی کارشناسان به سنجش اقتصاد می پردازند و اقتصاد را به مثابه یک پیکره زنده از حیث سلامت و نشانه های بیماری  مورد سنجش و ارزیابی قرار می دهند . در اقتصاد یک کشور نیز پس از سنجش نیازمندیها و ضرورت های پیکره اقتصاد آن کشور شروع به هدف گیری و برنامه ریزی می نمایند.

نرخ ارز یکی از مولفه های تاثیر گذار  و متقابلا تاثیر پذیر اقتصاد در بخش سیاستهای پولی و مالی یک کشور محسوب می شود و سیاستگذاران پولی و مالی ابتدا باید اهدافی که در تعیین نرخ ارز دنبال می کنند مشخص نمایند چرا که  چگونگی مدیریت و کنترل نرخ ارز به هدفی که دنبال می شود بستگی دارد. بطور مثال ابزارها و شیوه های مدیریت و کنترل نرخ ارز در صورتی که هدف افزایش صادرات و یا ایجاد توازن در مبادلات تجاری را دنبال نمائیم با شیوه های کنترل و مدیریت نرخ ارز در صورتی که اهداف ضد تورمی را دنبال نمائیم و یا به دنبال کسب درآمد برای دولت باشیم تفاوت دارد.

براساس نظریه برابری قدرت خرید، نرخ ارز تابعی از نسبت شاخص قیمت داخل به خارج یا نسبت تورم داخل به خارج است. بنابراین، تفاضل مثبت نرخ تورم داخل با خارج باید باعث تقلیل ارزش پول داخل و افزایش ارزش پول خارج شود. در نظام نرخ ارز شناور بدون مداخله دولت، عرضه و تقاضای پول‌ها در بازارهای ارز رابطه بین دو پول را مشخص مي‌کند.
در نظام نرخ ارز شناور با مداخله، دولت به خاطر برخی ملاحظات اقتصادی در بازار ارز مداخله مي‌کند. مثلا ارزش پول داخلی را با وجود‌ اينکه به خاطر بیشتر بودن نرخ تورم داخل از خارج باید کاهش یابد، ثابت نگاه مي‌دارد. ارزش بیش از حد پول داخل باعث مي‌شود که به خاطر کاهش نیافتن ارزش پول داخلی واردات ارزان و صادرات گران شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/10/29ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

  • این مطلب در شماره دی ماه ۱۳۸۸ مجله اقتصاد ایران چاپ شده است.
  •     ارقام به میلیون دلار

نام کشور

صادرات به ایران

واردات از ایران

حجم روابط

آرژانتین

36/41

68/0

04/42

کوبا

4

20

24

ونزوئلا

153/0

122

153/122

اکوادور

1

223

224

برزیل

1000117

14

131/1000

شیلی

331/3

833/0

164/4

کلمبیا

1

1

2

بولیوی

8/0

2/0

1

پرو

117/0

649/0

766/0

نیکاراگوئه

پروژه های سرمایه گذاری ایران

 

 

اروگوئه

57

50/0

50/57

کاستاریکا

-

 

 

پاناما

-

 

 

هندوراس

-

 

 

ترینیداد و توباگو

-

 

 

مکزیک

4

42

46

  •    کلیه آمار ارائه شده مربوط به اسفند ماه 1387 و سازمان توسعه تجارت می باشد.
  •     مجموعه حجم روابط تجاری ایران با کشورهای آمریکای لاتین در حدود( 000/254/523/1) یک میلیارد و دویست و نود و یک میلیون دلار می باشد.

 

حجم صادرات ایران به کشورهای امریکای لاتین در سال 2000  تنها 20 میلیون دلار و در سال 2009 در حدود 500 میلیون دلار است یعنی در حدود تقریبا 10 سال میزان صادرات ایران به کشورهای منطقه 25 برابر و همچنین میزان صادرات کشورهای امریکای لاتین به ایران چیزی در حدود 5 برابر شده است و بطور کلی حجم روابط تجاری میان ایران و کشورهای امریکای لاتین در ده سال اخیر حدود بیست برابر افزایش داشته است.

در طی دهه اخیر صاحب نظران و کارشناسان اقتصادی سیاستهای دولت  در خصوص گسترش روابط اقتصادی با کشورهای امریکای لاتین را به باد انتقاد گرفته و این سیاستها را مغایر با منافع ملی می دانستند و اینگونه تحلیل داشتند که از آنجا که روابط تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای مذکور تابع ملاحظات سیاسی و استراتژیک می باشد نفع اقتصادی نخواهد داشت. اگرچه قسمت اول تحلیل کارشناسان و صاحب نظران اقتصادی هنوز در مورد روابط تجاری ایران با کشورهای منطقه صدق می کند اما بخش دوم این تحلیل اکنون نمی تواند مورد تامل قرار گیرد چرا که با تحولات جهانی شدن اقتصاد و بهم پیوستن بازارهای دور و نزدیک و همچنین سیاستهای توسعه صادرات کشورمان، روابط اقتصادی و تجاری با کشورهای مذکور با بکارگیری مدیریتی صحیح می تواند رشدی شکوفا برای صادرات و اقتصاد ایران بهمراه داشته باشد. علاوه بر رشد صادرات و به تبع آن رشد اقتصادی روابط با این کشورها می تواند ایران را به یک منطقه مرکزی و ترانزیتی و پل صادرات مجدد کشورهای امریکای لاتین به کشورهای حوزه مشترک المنافع تبدیل نماید.

کشتی های صادراتی حامل کالاهای امریکای لاتین در خلیج فارس پهلو می گیرند و ایران می تواند پل عبور و ترانزیت این کالاها برای صادرات به کشورهای مشترمک المنافع مثل ارمنستان، آذربایجان، ترکمنستان، قرقیزستان و... باشد.

در چند سال گذشته اهداف صادراتی ایران متوجه کشورهایی همچون برزیل،مکزیک، کوبا،ونزوئلا،اکوادور، بوده است و صادرات به کشورهایی مثل هائیتی،هندوراس، السالوادور با پرپایی نمایشگاه و فروش کالاهای متعدد ایرانی صورت پذیرفته است.

در مورد  ترکیب کالاهای صادراتی ایران به این منطقه باید گفت که بیش از 20 درصد کالاهای صادراتی  پسته بوده و 40 درصد از کل کالاهای صادراتی نیز فرش و پسته می باشد و 60 درصد باقی مانده شامل تولیدات پتروشیمی ، ماشین آلات کشاورزی و اخیرا خدمات فنی و مهندسی است.زیره، زعفران، کف پوش، خرما، وسایل خانه، کشمش، سنگ و چرم نیز در رده های بعدی کالاهای صادراتی ایران به کشورهای منطقه قرار دارند.

بیشترین حجم واردات ایران از کشورهای برزیل، اروگوئه، و آرژانتین صورت گرفته است و بیشترین میزان صادرات ایران نیز مربوط به کشورهای ونزوئلا، کوبا، مکزیک و اکوادور می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/10/21ساعت   توسط الهام حيدري  | 

علی رغم این که چهره این شکلی تهران رو پر از کاغذ و اعلامیه و CD و ادمای پر انرژی و پر از داد و فریاد و سر و صدا  دوست دارم اما اگر بخوام رفتار و فرهنگ سیاسی مردم رو تحلیل کنم به واقعیات مایوس کننده ای می رسم

داشتم با یه دوست اینترنتی درباره کاندید مورد علاقه اش حرف می زدم گفت من از برنامه های محسن رضایی خوشم اومده اما به میر حسین رای می دم تا در مقابل احمدی نژاد تقویت بشه و رای اونو بشکونه.

از اونجا که دوست من ادم تحصیلکرده و فرهیخته ایه و به دام این کودک درون لجبازش افتاده حساب کار بقیه مردم جامعه مونو کردم.

لجبازی، لذت کنف شدن یه گروه،لذت مقطعی و کاذب برنده شدن مثل یه بازی چند روزه،

انگار نه انگار تبعات برنامه ریزیهای کلان چه در زمینه سیاست چه در زمینه اقتصاد و فرهنگ و... دست کم چیزی حدود 150 سال زندگی و جزئیات زندگی مردم رو تحت تاثیر قرار میده.

انگار نه انگار داریم در مورد شیوه زندگی فرهنگی ،  هنری، معیشت، پرستیژ ملی، خودمون و نسل بعد از خودمون تصمیم می گیریم.

هرکجا هستی سرت خوش باد و تنت سلامت جناب آقای دکتر محمود سریع القلم که گفتی آینده توسعه ما ایرانیها منوط به عقلانیت و رفتار عاقلانه است.

+ نوشته شده در  88/03/21ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

در باره چرخش های راهبردی مواضع مصر و عربستان در باره غزه

 

 شاید این ضرب المثل  قدیمی زبان فارسی که " سکوت علامت رضایت است" در فضای بین المللی امروز معنایی دیپلماتیک و نظام مند یافته باشد  این موضوع دست کم در مورد چرخش موضع برخی کشورهای عربی از فریاد و اعتراض در مورد تعرض های رژیم صهیونیستی  تا سکوت مطلق  در برابر حد اعلای  جرایم و فجایع این رژیم صدق می کند. نمودار رفتاری عربستان صعودی و مصر در برابر مسئله فلسطین و  جنبش مقاومت اسلامی در  این مورد یک نمونه جالب و مثال زدنی است. چرا که گردشی چنین آشکار از موضع اعتراض و تخاصم نسبت  به یک روند تا مرحله سکوت و از آن فراتر همراهی و تایید و حتی تشویق آن روند، قطعا تابع شرایط و منتج از عوامل خاص و تاثیر گذاری می باشد.

ابتدای این نمودار رفتاری مربوط به سالهای 1948 و 1967 است که عربستان در تحریم نفتی اعراب شرکت کرده و به انحاء مختلف اقدامات رژیم صهیونیستی را محکوم نمود  تا آنجا که امریکا دست به تهدید و حمله موشکی به چاهه های نفتی عربستان  زد و قسمت اخیر این نمودار مربوط به سکوت عربستان در برابر فجایع غزه و از آن مهمتر شواهدموثقی است که حکایت از تمایل عربستان به نابودی حماس دارد.

در قسمت اخیر این نمودار حتی شاهد دخالت نیروها و دستگاههای امنیتی عربستان جهت متوقف ساختن تظاهرات و حتی بازداشت کسانی است که در تظاهرات بر علیه تجاوزهای رژیم صهیونیستی در غزه شرکت می کنند و برای نمونه دستگاه امنیتی دولت عربستان استان القطیف را که مردم آن دست به تظاهرات پیاپی گسترده ای زدند را در محاصره کامل قرار دادند و با جستجوی خانه‏به‏خانه، ده‏ها نفر از تظاهرکنندگان ـ از جمله کسی که عکس «سیدحسن نصرالله» را به همراه داشت را دستگیر نمودند.

گفته می شود شاهزاده «بندر بن سلطان» مشاور امنيت ملي عربستان سعودي در تماس با برخي از مسئولان اسرائيلي، آنان را به نابود کردن کامل حماس تشويق کرده و از آنها خواسته است که اشتباه‏هاي جنگ ژوئيه 2006 را تکرار نکنند.

وی همچنین به مسئولان اسرائيلي اطلاع داده که عربستان با همکاري مصر و اردن تمام تلاش خود را براي به تاخير انداختن اجلاس سران کشورهاي عربي به کار خواهد گرفت.

اما تغییری اینچنین گسترده در موضع یک کشور به ناگهان  نمی تواند اتفاق افتاده باشد و برای این تغییر می توان روندی آهسته و عمیق را پیش از 2001 تصور نمود. یعنی پیش از حملات 11 سپتامبر که توسط امریکا به القاعده نسبت داده شد و عربستان را محل پرورش و آموزش هنگ نظامی و بنیاد گرای القاعده معرفی نمود. اما پس از 11 سپتامبر عربستان با استفاده از نفوذ سياسي خود در كنگره، كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا و به وسیله پرداخت ده ها ميليارد دلار به عنوان غرامت حادثه 11 سپتامبر به آمريكا، تلاش گسترده اي براي بستن اين پرونده به عمل آورد و  برای بری نمودن خویش از اتهامات بطور آهسته  و نامحسوس آنقدر عقب عقب می رود که از آن سوی بام می افتد بطوریکه امروز شیمون پرز به راحتی ادعا می کند که برخى رهبران عرب از دولت این رژیم خواسته‌اند تا جنبش حماس را نابود کند. وی  به صراحت گفته است: «تعدادى از رهبران عرب در ديدارهاى ويژه از ما خواسته‌اند تا جنبش حماس را نابود کرده و به فعاليت اين جنبش پايان دهيم. و الا اسرائيل هدف مشخصى جز حمايت از شهروندانش در جنوب ندارد که اين امر از طريق از بين بردن توان سياسى و نظامى جنبش حماس و مقاومت فلسطين امکان پذير است.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

  درباره لنگه کفشی که اخیرا پرتاب شد.

اتفاق خاصی نیفتاده است . در یک گوشه از این جهان بزرگ و پر از حادثه و آشوب که در کوهها ودره ها ، دریاها و اقیانوسها و جنگلهای وسیعش و همینطور در جوامع و شهرهای متعددش هر روز حوادث و اتفاقات تازه و بزرگ و تاثیر گذاری در حال رخ دادن است است، در یک سالن کنفرانس کوچک یک لنگه کفش از سوی یک انسان به انسان دیگر پرتاب شده است.

اما همین اتفاق کوچک درمیلیاردها  اتاق در میلیاردها خانه و اداره نقل و تحلیل شد. در میلیونها روزنامه و هفته نامه و ماه نامه و سایت و وبلاگ ورسانه صوتی و  تصویری به مداقه بحث و نظر گذاشته شد. چرا که لنگه کفش از سوی یک جوان عراقی به رئیس جمهور هژمون طلبی که درصدد اداره جهان به مثابه دهکده ای کوچک است پرتاب شد.

به نقل از منابع آگاه لنگه کفش یک لنگه کفش معمولی بوده است و در این موضوع هیچ شک و شبهه و بحثی نیست. اما پرتاب کننده کفش پیش از آنکه یک خبرنگار مرتبط با یک خط فکری خاص باشد یک عراقی است. یک جوان عراقی که ذهن کودکی اش تا  حدود 7 سالگی  درگیر اخبار و وقایع  جنگ طولانی مدت و فرسایشی کشورش با ایران بوده و  در 7 یا 8 سالگی درست زمانی که می خواسته املای سخت کلمه صلح  را یاد بگیرد شاهد و شنوای اخبار  و وقایع  مربوط جنگ عراق و کویت بوده است و سپس در سال 2003 شاهد پرتاب لنگه کفشی به مجسمه در حال سقوط صدام و حزب بعث بوده است وسر انجام در واپسین روزهای سال 2008 درست در زمانی که تمام احزاب و فرقه های عراقی برای خروج نیروهای نظامی امریکایی لحظه شماری می کنند در جلسه امضای توافق نامه ای  که بوش اصرار دارد آن را توافق نامه امنیتی (جهت ایجاد پایگاههای نظامی دائمی در عراق) بنامد و عراقی ها با تاکید و اصرار آن را توافق نامه خروج نیروها از عراق می خوانند، لنگه کفشی از سوی یک خبرنگار پرتاب می شود.

عده ای این حرکت را یک حرکت زشت غیر دموکراتیک خوانده و حتی فراتر از این نیز رفته و آن را یک اقدام خشونت بار تروریستی خواندند و اینگونه اذعان داشتند که آن شخص هر چقدر هم از سیاست های بوش منزجر بوده است نباید اینگونه غیر انسانی عمل می نمود و بهتر بود از مجراهای قانونی ابراز نظر می کرد.

نگارنده این سطور بر روی تک تک این عبارات نظراتی دارد. غیر دموکراتیک ، خشونت بار و تروریستی،  ابراز نظر از مجراهای قانونی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/10/05ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

درباره انفجار ها و اقدامات تروریستی  اخیر هند 

كمي عجيب است كه اين بار از وقوع يك اقدام تروريستي در شبه قاره هند چيزهايي بشنويم چرا كه براي سالهاي متمادي اين گونه به نظر مي رسيد كه مركز اصلي و انحصاري وقوع يك چنين اقداماتي كه ارتباط مستقيمي با عناصر افراطي و تند رويان دارد، خاورميانه است و نه هيچ جاي ديگر.

اما وقوع چنين بحراني در بزرگترين دموكراسي دنيا كمي تامل بر انگيز است چرا كه وقوع اقدامي تروريستي به اين شكل در پايتخت تجاري، فرهنگي يك كشور مي تواند دال بر وجود يك اقليت ناراضي باشد كه نتوانسته است از طريق راههاي قانوني احقاق حق نمايد.

چندي پيش پس از وقوع انفجارهايي در بنگلور و احمد آباد هند، گروهي موسوم به "مجاهدين هندي" خود  را عاملان اين بمب گذاري معرفي نمودند و تمامي متفكران و تحليلگران شبه قاره شروع به تحقيق و بررسي درباره ريشه هاي احتمالي اين اقدام نمودند.

بديهي است كه پس از وقوع يك چنين اتفاقاتي در يك كشور دولت مربوطه پيش از پرداختن به تحقيق و بررسي در مورد دلايل و عوامل اصلي، بطور رسمي دشمن واقعي يا فرضي خويش را به عنوان عامل معرفي مي نمايد و كمتر به طور رسمي تقصير ها و مشكلات ناشي از عملكرد داخلي خويش را مورد مداقه و نظر قرار مي دهد.

همانگونه كه هند بلافاصله  و مثل هميشه دولت پاكستان را مسئول اين اقدام غير انساني و تروريستي اعلام نمود و بعد جالب توجه داستان اينجا بود كه همزمان با شروع  اين عملیات تروریستی ،آقای قزیشی وزیر امور خارجه پاکستان در هند حضور داشت و  آصف زرداری ، رییس جمهور پاكستان در مصاحبه هاي مطبوعاتي بر اراده و خواست اسلام آباد برای حل مشکلات با هند تاكيد مي نمود.

وقوع گروگان گيري هتل تاج محل در بمبئي هند را مي توان از دو منظر  عوامل داخلي و سياست خارجي مورد بررسي قرار داد.

در بعد داخلي مسئله به همان سادگي كه تحليلگران بعضا برجسته غربي سعي در نماياندن آن دارند نيست اين تحليلگران سعي دارند  اين موضوع را بطور مستقيم به مسلمانان افراط گراي هندي ربط بدهند و آن را تحت عنوان بنياد گرايي و تروريست بودن مسلمانان بطور كلي تحليل نمايند.

به نظر اين تحليلگران كه اتفاقا به خوبي توانسته اند دولت هند را مجاب نموده و  پيرو خط مشي هاي خود سازند مسلمانان منطقه كشمير داعيه قدرت طلبي و مبارزه با دولت هند را داشته و به دليل مسلمان بودن و بنياد گرايي و افراطي گري است كه دست به چنين اقداماتي مي زنند.

از سال ۱۹۴۷ یعنی از از زمان کسب استقلال،  هند و پاکستان  سه مرتبه بر سر مسئله اختلافات مرزی و مهمترین آنها کشمیر، با یکدیگر جنگیده اند.

پس از بيرون رفتن استعمارگران انگليسى و به دنبال آن تشکيل كشور هند و پاكستان ، اين دو كشوربر سر كشمير كه منطقه‌اى مسلمان نشين در شبه‌قاره بودو در دوران تقسيم، براى مالکيت آن صحبت نشده بود، درگير شدند.

در اين درگيريها ، شبه‌نظاميان قبايلى پاکستانى توانستند با حمله‌اى سريع قسمت‌هاى وسيعى از کشمير را به تصرف خود در آورند، هندى‌ها نيز همزمان پيشروى خود را به سمت مناطق مسلمان نشين کشمير آغاز کردند و قسمت‌هايى از آن را اشغال کردند.  و از انجا كه هندى‌ها توان نظامى چندانى نداشتند در برابر حمله ارتش چين در سال 1965  نيمى از متصرفات خود در اين منطقه را به طرف چينى  تسليم نمود .به گونه‌اى که امروز کشمير سه قسمت شده است، کشمير پاکستان که از آن به عنوان کشمير آزاد ياد مى‌شود، کشمير تحت اشغال هند و کشمير تحت اشغال چين.

اصولا مناطق دور افتاده و کوهستانى کشمير منطقه‌اى نبود که در آن هندو‌ها بتوانند زندگى کنند، آيين هندو که بر پايه تقدس آب بنا شده است، همواره در مناطقى رشد داشته که پيروان آن بتوانند با آب خود را طهارت داده و مقدسات خود را به جا آورند، اما در اين منطقه مسلمانان که با شرايط مختلف زندگى آشنا بودند، موفق شدند خود را با شرايط وفق داده و صدها سال پيش اين منطقه خوش آب و هوا را به محل سکونت خود تبديل کنند. اما آنچه به نظر مى‌رسد جنگ‌هاى سه‌گانه هند و پاکستان بر سر اين منطقه دولتمردان دهلى‌نو را به اين نتيجه رسانده است که بايد در اين مورد تجديد نظر کرده و هويت سرزمينى اين منطقه را تغيير دهند. در اين راستا هندى‌ها از دهه هفتاد قرن گذشته سياست کوچ اجبارى مسلمانان را در اين منطقه را در پيش گرفته و هندوها را جايگزين آنها مى‌کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/14ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره برخی حرکتهای دیپلماتیک اخیر ایران

شاید ربط دادن این  چند حرکت موازی  اقدامی سهل و ممتنع باشد ، یعنی  تصمیم ایران مبنی بر اعدام چند جاسوس ایرانی موساد و اعلام آقای آقا زاده رییس سازمان انرژی اتمی ایران مبنی بر اینکه   اینک پنج هزار سانتریفیوژ در تاسیسات غنی سازی اورانیوم در نطنز کار می کنند و راکت فضایی «کاوش ۲» با موفقیت پرتاب شده است و همچنین سفر سلیمان رئیس جمهور لبنان به ایران و البته شواهدی که نشان می دهد اسرائیل قصد نزدیک شدن به کشورهای عربی منطقه را دارد.

ساده اندیشانه نیست اگر بگوییم  دیپلماسی ایران در مورد اخیر یعنی قصد نزدیکی اسرائیل به کشورهای عربی منطقه در جهت انزوای ایران  بسیار قوی و هوشیارانه عمل کرده است . همانگونه که شاهد بودیم پس از حضور پادشاه عربستان و شیمون پرز در ضیافت شامی که در حاشیه اجلاس گفتگوی ادیان مجمع عمومی سازمان ملل برگزار شد یک جاسوس اسرائیلی اعدام شد و پس از آن اعلام شد که سه جاسوس دیگر  رژیم صهیونیستی به زودی اعدام خواهند شد . اگرچه محاکمه  جاسوسان امری متعارف است و محاکمه این افراد نیز در حال طی  روند قانونی خود بود و در انجام شدنش خلل و نقصانی وارد نمی شد، اما اعدام جاسوس رژیمی که دشمن فرض می شود در عرف دیپلماتیک و نظام بین المللی زمان مخصوص خودش را دارد و یکی از برگهای بازی بزرگ و پیچیده دیپلماسی محسوب می شود که در زمان مخصوص به خودش باید انجام پذیرد.

شاید  اعلام فعالیت پنج هزار سانتریفیوژ در تاسیسات غنی سازی اورانیوم درنطنز و موفقیت پرتاب راکت فضایی کاوش 2 در همین زمان نیز یکی دیگر از همین برگها باشد چرا که اعلام این تعداد نسبت به ۳۸۰۰ سانتريفیوژی که آژانس بین المللی انرژی اتمی در اوايل نوامبر گفت در ایران فعال هستند ، یک اقدام جسورانه محسوب می شود و به نوعی شاخ و شانه کشیدن و ایجاد فضای تهدید قلمداد می شود.

سفر سلیمان رئیس جمهور لبنان به تهران نیز موجب نگرانیهای عدیده تلاویو را فراهم آورد.  همانگونه که مطبوعات و سایت های خبری رژیم صهیونیستی این سفر را دنبال کرده و مرتبا در مورد مذاکرات  همکاری نظامی میان آقای احمدی نژاد و سلیمان به خیال پردازی و لفاظی پرداختند که بیانگر اوج نگرانیهای آنان از تجهیز لبنان توسط جمهوری اسلامی ایران است.

اما صرف نظر از خیال پردازی های واهی رژیم صهیونیستی در این مورد، سفر سلیمان به تهران برای هر دو کشور از اهمیت راهبردی فراوانی برخوردار است  چرا که سلیمان اکنون نماینده یک دولت وحدت ملی است و همانطور که نماینده گروه 14 مارس که مورد حمایت امریکا و اروپا است می باشد نماینده گروه مقاومت موسوم به 8 مارس نیز هست و گشایش مناسبات دیپلماتیک دو کشور به معنای گشودن فصلی تازه از روابط ایران و لبنان است.

و اتفاقا فرصت خوبی است که ایران نشان بدهد مارونی و 14 مارسی و 8 مارسی بودن اقوام  و طوایف متنوع لبنان، برای ایران هیچ تفاوتی ندارد و حتی عربی بودن کشور لبنان نیز برای روابط دیپلماتیک ایران محلی از اعراب ندارد و آنچه ایران به دنبال آن است حذف دست درازی ها و زیاده طلبی ها و ظلم ورزی رژیم صهیونیستی است و به هیچ وجه داعیه دفاع و حمایت از گروه ویژه ای را نداشته است و نخواهد داشت و این به راستی شعار ایران نیست و در عملکرد خویش آن را به صراحت به منصه ظهور گذارده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/09ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 

و دین بهانه خوبی است برای با تو نشستن ای امیر

درباره نشستن شاه عربستان و پرز بر سر یک میز

اينكه دو مقام عاليرتبه يك كشور در حاشيه يكي از اجلاسهاي مجمع عمومي سازمان ملل در ضيافت شامي بر سر يك ميز بنشينند موضوع  جنجال برانگيز و آنچناني براي مطبوعات  و رسانه ها نمي تواند باشد اما اگر يكي از آنها سمبل و پرچم عقايد مطلق ديني اسلامي و از آن مهمتر رهبر با نفوذ اعراب يعني امير عبدلله پادشاه عربستان باشد و ديگري شيمون پرز رئیس جمهور رژيم صهيونيستي اسرائيل باشد موضوع  به شدت قابل تحليل و تامل است.

چرا كه در مرحله اول پيش از هر چيز در عرف ديپلماتيك هر رفتار نشانه و دال بر معنايي مشخص و معين است مثل بر افراشتن پرچم يك كشور هنگام استقبال از  مقام رسمي يا بلند پايه كشور ديگر كه به معناي اداي احترام وافر و ابراز علاقمندي براي گسترش روايط و... مي باشد و يا هر حركت كوچك و ظريف كم اهميت مثل دير حاضر شدن در يك جلسه گفتگو و يا ترك كردن ميز مذاكره و... در عرف ديپلماتيك معناي خاص و تعريف شده ايي دارد.

همانگونه كه نشستن  دو مقام رسمي و عالي رتبه بر سر يك ميز هرگز بي معنا نمي تواند باشد.

اين موضوع به وضوح بيانگر گردش و تحول قريب الوقوع روابط اعراب و اسرائيل خواهد بود چرا كه مقامات سعودي پيش از اين، همواره هنگام سخنراني هر يك از مسؤولان اسرائيل، همايش‌هاي بين‌المللي را  ترك مي‌كردند اما اين بار امير عبدالله، امير غير منعطف عرب با كسي سر يك ميز شام ميل نمود كه از سال 1948 يعني از زمان تشكيل ر‍‍‍ژيم صهيونيستي  دشمن اصلي و عامل موثري براي اتحاد اعراب محسوب مي شود.

بحث مطلق گرايي ديني امير عبدلله كه زبانزد عام و خاص است از اين جهت قابل توجه است كه اين ضيافت شام درخلال نشست اجلاس گفتگوي اديان برگزار شده است و اين اجلاس به نوبه خود پاسخ به ابتكار شاه عربستان در زمينه تلاش براي پيشرفت گفتگوي ميان اديان است.

قضيه چندان هم پيچيده نيست. در واقع به يكباره نرم و منعطف و نسبي گرا شدن پادشاه عربستان و تلاش صادقانه اش براي پيشبرد گفتگوي ميان اديان(!) تكه اخر پاذلي است كه با نصب كردن آن به روندهاي قبلي تصوير منحصر به فردي  از واقعيت شكل مي گيرد كه مي تواند راهنماي ديپلماسي منطقه اي ايران باشد.

 يك روند واقعي مبني بر مثلث اعراب، امريكا وعراق ،از زمان سفر خاورميانه ايي بوش و پس از آن سفرهاي منطقه ايي نوري المالكي به كشورهاي عربي آغاز شده كه در جهت انزواي ايران مي باشد و كارگردان غير حرفه ايي اين نظم نوين نيز كسي جز امريكا نمي تواند باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/29ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره مواضع احتمالی اوباما

او با ماست؟

همواره بحث سیاست خارجی و موضع سناتور های نامزد انتخابات ریاست جمهوری در امریکا حائز اهمیت بوده است  اما این بار  بحث ایران در کناربحث روسیه و عراق و پررنگ تر از این دو کشور مطرح بود  و اینکه رئیس جمهور آتی در ارتباط با مسئله هسته ایی ایران چه روش و رفتاری اتخاذ نماید در شانس انتخاب شدن وی تاثیر مستقیم داشت.

و از قضا گویی اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا است که درصد آرای این دو سناتور  در نظر سنجی ها و پیش انتخابات ایالتی به یکدیگر نزدیک و تقریبا برابر بوده است  بطور مثال در برخی ایالت ها مک کین تنها سه درصد از اوباما فاصله داشته است و این قضیه انتخابات اخیر امریکا را جذاب تر ساخت.

اینکه در مصاحبه های مطبوعاتی و تلویزیونی متعدد از دو نامزد ریاست جمهوری مرتبا درباره موضع و نظر آنها در مورد برنامه هسته ایی ایران، روند صلح خاورمیانه، حمایت از اسرائیل و شیوه برخورد با طالبان و همچنین خروج و یا حضور نیروهای نظامی در عراق و... پرسش می شد بیانگر نقش مهم سیاست خارجی امریکا در قبال خاورمیانه و کشورهایی همچون عراق و ایران در این انتخابات بوده است.

در این میان آنچه برای اهالی خاورمیانه و بخصوص ایران حائز اهمیت است مواضع دقیق و شفاف اوباما در مورد برنامه هسته ایی ایران، اسرائیل و روند صلح فلسطین است.

اینکه اوباما دقیقا چه برنامه و رویکردی در قبال بحث تروریست و القاعده و طالبان و گروه های تازه سازماندهی شده در مرزهای پاکستان دارد و یا در مورد پایگاههای نظامی امریکا در عراق چگونه می اندیشد و از همه مهمتر چه روشی را در مقابله با برنامه صلح آمیز هسته ایی ایران اتخاذ خواهد نمود تا حدود زیادی تصمیم ها و رفتارهای آتی اوباما را قابل پیش بینی می سازد.

اینگونه که از سخنان هر دو نامزد در نشست يهوديان موسوم به ايپاک بر می آید در حمایت از اسرائیل هیچ تفاوتی میان آرای هر دو نامزد مشاهده  نمی شود  و هر دو نامزد در اين نشست بر حمايت امريکا از اسرائيل تاکيد کردند.

هم باراک اوباما و هم مک کين به یک اندازه  براي کسب آراي يهودي ها در مناطق مهم و پرجمعیت  مانند فلوريدا تلاش کرده اند و هر دو به اسرائيل سفر کرده اند و در انجا تاکيد کرده اند از حق اسرائيل براي دفاع از خود حمايت خواهند کرد و همچنین  بر تداوم کمک هاي امريکا به اسرائيل تاکيد کرده اند.

اما در مورد برنامه هسته ایی ایران هر دو نامزد در مصاحبه های متعدد مطبوعاتی قول داده بودند  با اعمال تحريم هاي شديدتر برنامه هاي هسته اي ايران را متوقف کنند همچنین  به صراحت گزينه حمله نظامي امريکا به ايران را هم مطرح کرده بودند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/16ساعت   توسط الهام حيدري  | 

درباره  نا تفاوت های اوباما و مک کین

 

 

به همان اندازه که مهم نیست در  4 نوامبر 2008 در امریکا چه اتفاقی بیفتد به همان اندازه نیز  مهم است که در انتخابات آتی امریکا  باراک اوباما بر مسند ریاست جمهوری امریکا تکیه بزند یا جان مک کین.

این قضیه آنقدر ها هم متناقض نما نیست چرا که از سویی این نخستین بار در تاریخ انتخابات امریکا است که موضوع ایران و موضع گیری بر سر اتخاذ نوع  سیاست خارجی در مورد ایران در مکانیسم محبوبیت و رای آوردن و شانس انتخاب شدن دخالت مستقیم دارد، و از سویی دیگر به راستی تفاوت موضع گیری نماینده این دو حرب تنها در لحن و شیوه نمایاندن موضع است و عملا در خود معادله هیچ تفاوتی نمی کند .

اساسا  در فرایند تصمیم سازی در سیاست خارجی امریکا این سیستم است که عمل می کند و فردها قویا جزئی از این سیستم هستند که با منطق سرمایه داری و لیبرال دموکراسی خاص امریکایی پایه ریزی شده است و عمل می کند.

به همین دلیل سیتمی عمل کردن  است که وقتی در انتخابات استانداری در  یک ایالت ،ورزشکاری همچون آرنولد شوارتزینگر به عنوان استاندار انتخاب می شود آب از آب تکان نمی خورد و سیستم به کار خود ادامه داده و عمل می کند.

همواره بحث سیاست خارجی و موضع سناتور های نامزد انتخابات ریاست جمهوری در امریکا حائز اهمیت بوده است  اما این بار  بحث ایران در کناربحث روسیه و عراق و پررنگ تر از این دو کشور مطرح است و اینکه رئیس جمهور آتی در ارتباط با مسئله هسته ایی ایران چه روش و رفتاری اتخاذ نماید در شانس انتخاب شدن وی تاثیر مستقیم دارد.

و از قضا گویی اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری امریکا است که درصد آرای این دو سناتور  در نظر سنجی ها و پیش انتخابات ایالتی به یکدیگر نزدیک و تقریبا برابر است طوری که در آخرین بررسی ها مشخص شده است مک کین تنها سه درصد از اوباما فاصله دارد و این قضیه می تواند انتخابات 4 نوامبر را جذاب تر کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/08/16ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 اندر دست درازی ها ی امریکا در حیاط خلوت های روسیه

پس از پیشروی نيروهاي نظامي روسیه تا نزديكي تفليس، با ميانجيگري نيكلا ساركوزي قرارداد صلحي امضا و بر خروج نيروهاي روسيه از گرجستان و بازگشت به مواضع قبل از جنگ تاكيد شد و سر انجام خاویر سولانا روز شنبه اعلام داشت نيروهاي روسي عقب نشيني خود از گرجستان را كامل كرده اند. اگر چه  مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا امیدوار است كه حضور ناظران اتحاديه اروپا در اين مناطق تنش ها را كاهش دهد، اما شواهد و قراین امر بیانگر این موضوع مبرهن است که قفقاز و به خصوص حیاط خلوت های روسیه آبستن وقوع درگیریهای متعددی می باشد.

پیشینه تنش میان گرجستان و اوستیای جنوبی

همه چیز از انقلاب بالشویکی اكتبر 1917 روسیه شروع شد و درگیریهای بسیاری میان بورژوآهای جنوب اوستیا و بالشویک های شمالی شکل گرفت.

در دسامبر 1921 که شوراي رهبر حزب كمونيست گرجستان  قانوني را درباره تاسيس اوستيا در مناطق محل سکونت اوستي‌‌ها ، از تصويب گذراند،  این اختلافات صورت رسمی یافت و در پي آن قانون ،كميته انقلابي كه وابسته به بولشويك‌ها بود، مرزهاي مناطق اوستيا را مشخص كرد. يعني مناطق شمالي اوستيا به خاك روسيه پيوست و بورژواهاي گرجستان نيز حاكميت خود را بر مناطق جنوبي تحكيم بخشيدند.

در دسامبر 1936  وقتی گرجستان به‌صورت رسمي يكي از جمهوري‌هاي اتحاد جماهيري شوروي محسوب شد، اوستياي جنوبي را يكي از ايالت‌هاي اين جمهوري اعلام كرد كه به آن خودمختاري اعطا مي‌كند.

سپس مجلس نمايندگان اوستياي جنوبي در نوامبر 1989 به جمهوري مستقل اوستيا راي مثبت داد  و جمهوري مستقل اوستياي جنوبي در سپتامبر 1990 اعلام موجوديت كرد. 

پس از آن گرجستان قانون خود مختاري اوستياي جنوبي، آبخازي و آجاريا را در دسامبر 1990 لغو كرد و درگيري‌هاي خونيني در اين مناطق  آغاز شد و سر انجام در سال 1994 رئيس جمهور وقت گرجستان ،پيمان "داگوميس" را با بوريس يلتسين رئيس جمهور روسيه امضا كرد تا به جنگ داخلي پايان داده شود و نيروهاي حافظ صلح روسيه به‌طور قانوني به آبخازيا و ساير مناطق درگيري اعزام شوند.

علی رغم اینکه در سال 2005 با وجود افزايش تنش‌ها با دولت ساآكاشويلي، مسكو با خروج پايگاه‌هاي نظامي دوران شوروي سابق از قلمرو گرجستان تا پايان سال 2008 موافقت كرد اما با انفجار لوله اصلي صدور گاز در روسيه در سال 2006  دور جدیدی از تنش ها و مخاصمات آغاز شد. گرجستان به مدت كوتاهي از داشتن گاز وارداتي مسكو محروم شد و عاملان پشت‌پرده اين انفجار كه باعث تخريب يكي از لوله‌هاي اصلي صادرات گاز روسيه شد، هرگز مشخص نشدند.
در همين سال گرجستان چهار پرسنل ارتش روسيه را به اتهام جاسوسي دستگير كرد و مسكو اين اقدام تفليس را با افزايش تحريم‌هاي اقتصادي،‌ قطع تمام روابط مسافرتي، اخراج هزاران نفر از قوميت‌هاي گرجي از روسيه و توقف واردات از گرجستان پاسخ داد.

در واقع تحولات قفقاز موضوعیت تاریخی  دو بلوک شرق و غرب را حیاتی دوباره بخشیده است آنچنان که می توان تحولات  و یاهرتصمیمی که توسط جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق اتخاذ می گردد را بر اساس رویکرد شرقی _ غربی تببین نمود.

این موضوع بخصوص در زمینه انقلاب گل رز در گرجستان صدق می کند که با تمایلات غرب گرایانه آغازگشت و با اخذ تصمیماتی مانند پیوستن به ناتو و حضور نیروهای ناتو در مرزهای جنوبی روسیه به اوج خودش رسید.

به نظر می رسد هیچ چیز مثل پیوستن یک جمهوری واقع در حیاط خلوت روسیه به ناتو و موضوعاتی از این دست  نمی تواند روسیه را عصبانی نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

 

                 گویی خوابهای نا آرام پاکستان تمامی ندارد

               درباره بازسازی  کابوسی به نام بیت الله محسود

 

سازمان دهی جدید  طالبان تحت عنوان نیرو ها و  افراد بیت الله محسود پدیده ایی است که پاکستان پس از پرویز مشرف مبتلا به آن است.

هسته و نطفه اصلی جنبش افراط گرای «تحریک طالبان پاکستان»   در 15 دسامبر بمحض اینکه پرویز مشرف حالت فوق العاده را لغو نمود پایه گذاری شد، و جنبش طالبان پاکستانی تحت رهبری بیت الله محسود در ‏وزیرستان جنوبی متحد گردید.

یک پاکستان هسته ایی که بخواهد مشق دموکراسی را شروع نماید آنهم  بلافاصله پس از  پایان حکومت ژنرالی غیر دموکرات, به طور قریب به یقین باید با چنین مسائلی دست و پنجه نرم کند.

یعنی به ناگهان بیرون جهیدن مارهای طالبان که در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان پرورش یافته اند پس از فروپاشی یک سیستم با توان کنترلی بالا امری عادی و طبیعی است.

شاید امریکایی ها نیز لزوم کنترل پاکستان هسته ایی را حس کرده اند که با نادیده گرفتن تمامیت ارضی پاكستان ۱۴ بار به خاك این كشور حملات هوایی و زمینی كرده اند و درطی این تجاوزها ۱۴۲ نفر از مردم عادی و ۱۱ نظامی پاكستان جان خود را دست داده اند.

اما  چه مکانیسمی سبب اینهمه حساسیت و واکنش نشان دادن امریکا شده است که دستور سری و محرمانه  برای حمله نيروهاى ويژه ايالات متحده در خاک افغانستان به مناطقى از پاکستان را بدون هماهنگى با اسلام آباد صادر کند ؟

آیا بیت الله محسود اینقدر خطرناک است که می گویند و می نویسند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/25ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 درباره ناآرامی های پاکستان پس از ژنرال

به نظر می رسد پاکستان بدون ژنرال یک قطره آب خوش از گلویش پایین نرفته است و اکنون گویی بساط  جشن کوتاه دموکراسی جدید  که پس از انتخابات 18 فوریه 2008 (29 بهمن 86) بر پا شده بود برچیده شده  و نخ نمایی و غیر قابل تکیه بودن بنیانهایی که دموکراسی جدید قصد دارد به آن متکی باشد، به خوبی مشخص شده است.

به طوری که حزب واپس زده و شکست خورده مسلم لیگ پاكستان (شاخه قائد اعظم) که دیر زمانی سنگ حمایت از مشرف را به سینه می کوفت اکنون با افتخار هر چه تمام تر " بیانیه‌ای سفید» منتشر كرد كه با جسارت، عملكرد صد روزه ، دولت یوسف رضا گیلانی نخست‌وزیر پاكستان كه با رای اعتماد اكثریت در پارلمان ملی این كشور در 29 مارس 2008 (10 فروردین 87) برگزیده شده بود را «صد روز خیانت» نامید.

ژنرال باید بسی خوشنود و سرحال باشد که اوضاع پاکستان پس از او به این نابه سامانی و خرابی است.

حقیقت این است که حزب مردم و حزب مسلم لیگ دو حزبی که اکنون بیشترین کرسی­های پارلمان را در اختیار داشته و دولت تشکیل داده­اند، پس از انکه به هدف مشترکشان که همان از میان برداشتن مشرف بود جامه عمل پوشاندند دیگر دلیلی برای امتزاج مصلحتی خود ندیدند و حزب مسلم لیگ به بهانه اینکه حزب مردم به موضوع ابقای قضات برکنار شده ، اهمیتی نمی دهد از این ائتلاف سست و شکننده خارج شد و ترجیح دارد نقش مخالف و اپوزیسیون را خوب بازی کند.

تمام این کشمکشها و بازیها بیانگر این موضوع ساده است که پاکستان در ابتدای امر و در آغاز مسیر دموکراسی سازی نیازمند بنیانهای محکم تری است. بنا بر عقیده بسیاری از کارشناسان اکنون مبتلا به پاکستان دو مسئله امنیت و اقتصاد است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/21ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

وقتی دو شیر پیر در منطقه  دندان نشان می دهند.

1 . قراردادی که بالاخره امضا شد

 

به نظر می رسد ،پروژه یک میلیون و ششصد دلاری  استقرار ده ضد موشک تا سال 2011 در لهستان و یک رادار  هوشمنددر جمهوری چک که  باعث بر انگخیتن نگرانیهای امنیتی روسیه شده بود در حال عملی شدن توسط امریکا است.

قراردادی که بالاخره آقای امریکا با لهستان مبنی بر ایجاد سامانه ضد موشکی در خاک این کشور ، منعقد نمود در زمان تنش روسیه و گرجستان بیانگر این واقعیت مبرهن است که نگرانیهای روسیه در مورد ارتباط مستقیم طرح سامانه دفاع موشکی امریکا با روسیه، بی مورد نبوده است و در واقع بلند پروازیهای هسته ایی  ایران و کره شمالی انگیزه اصلی طرح دفاع موشکی امریکا نیست و نبوده است.

 همانگونه که  مقامات نظامی- دفاعی روسیه, استدلال می نمودند که  ایران تا دستیابی به موشکهایی که برد لازم برای رسیدن به اروپا و آمریکا را داشته باشد بیش از یک دهه فاصله دارد و از این رو استقرار یک سایت ضد موشکی در لهستان و چک نمی تواند به منظور مقابله با تهدید های موشکی ایران و کره شمالی باشد و به اعتقاد رئیس ستاد کل نیرو های مشترک روسیه، استقرار این سیستم در اروپای شرقی اقدامی علیه روسیه است و هیچ ربطی به توسعه برنامه های موشکی ایران و کره شمالی ندارد.

 از طرفی انتخاب لهستان که در مرز شرقی روسیه قرار دارد  برای استقرار این سایت از سوی امریکا به جهت سابقه فعالیت های ضد روسی در داخل خاک این کشور برای روسیه فوق العاده نگران کننده است .

این موضوع که  بلافاصله پس از چشم غره رفتن دو ابر قدرت به یکدیگر در قفقاز و در جریان موضوع اوستیای جنوبی اتفاق افتاد برای روسیه حائز اهمیت بیشماری است چرا که سالها و بویژه از سال 2002 که بوش در پیگیری طرح دفاع ضد موشکی امریکا  به جدیت و صرافت افتاد، روسیه در برابر ایجاد و گسترش این طرح  در اروپای شرقی و به ویژه چک و لهستان مخالفت نموده و موضع گرفته است.

2. رقابتی مسبوق به سابقه

 

البته موضوع رقابت و چشم غره رفتن این دو ابر قدرت به یکدیگر  از سابقه ایی دیرینه برخوردار است. از 1945 که اولین بمب اتمی توسط ارتش امریکا در آلاماگرود جایی  نزدیک مکزیکو سیتی منفجر شد و سپس انفجار  بمبهای ناکازاکی و هیروشیما اتفاق افتاد و سپس در 1949  زمانی که اولین بمب توسط شوروی آزمایش شد  و سپس در طول جنگ سرد و بحران کوبا و سپس مذاکراتی که به سالت و استارت 1 و 2 منجر شد ، تا به امروز این دو ابر قدرت مدام یکدیگر را زیر نظر داشته و بصورت آماده و  گوش به زنگ ، مراقب رفتارها و آزمایشات تسلیحاتی _ فضایی یکدیگر هستند.

3. طرح دفاع موشکی امریکا چیست؟

 

بر اساس" برنامه دفاع موشکی ملی "  قرار است یک سپر دفاعی بر فراز آمریکا و اروپا ایجاد شود . کار این سپر دفاعی ردیابی و در صورت ضرورت نابودی موشکهای بالستیکی است که امریکا ادعا می کند ممکن است از سوی برخی از کشور هایی که آنها را کشور های خاطی می نامد امنیت آمریکا را تهدید کند .بر اساس این برنامه ی پیشنهادی بوش، آمریکا امیدوار است تا با بکارگیری از رادار و دیگر تسهیلات ارتباطی ماهواره ایی و پایگاه های زمینی که برخی از آنها در بریتانیا و گرین لند و همچنین برخی از کشور های اروپای شرقی از جمله لهستان و جمهوری چک مستقر می شود ، یک سیستم هشدار دهنده اولیه را برای حفاظت از خود بوجود بیاورد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/06ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

كاديما در صحنه سياسي رژيم اسرائيل، حزبي است كه توسط «آرييل شارون» پس از خروج از ليكود و به دليل اينكه برنامه هايش با مخالفت برخي اعضاي آن حزب مواجه شد، در ماه نوامبر سال 2005 تأسيس شد.

اين حزب به زودي توانست با جذب عده اي از متنفذان صهيونيست از جمله شخصيت هاي برجسته ليكود و حزب كار مانند «شيمون پرز»، «شائول موفاز» و «تسيبي ليفني»، دامنه قدرت سياسي و نفوذ خود در سرزمين هاي اشغالي را گسترش دهد.

كاديما را در جناح بندي سياسي مي بايست به «راست ميانه» منتسب كرد و بر همين اساس اعضاي اين حزب معتقدند، مردم اسراييل داراي حقي تاريخي در سرزمين هاي اشغالي هستند و براي حفظ اكثريت يهوديان ساكن در اين سرزمين، مي توان از بخشي از سرزمين هاي اشغالي صرف نظر كرد و ديوار حائل را نيز به عنوان تنها يك «مرز موقت» ميان اسرائيل و فلسطين مورد پذيرش قرارداد.

لزوم پايان درگيري ميان اعراب و اسراييل و نيزپذيرش دوكشور اسرائيلي و فلسطيني براساس نقشه راه و در نهايت خلع سلاح عمومي فلسطينيان، از جمله اصول مورد توجه كاديما است.

اولمرت رهبر حزب تازه تاسيس كاديما  در پي پيروزي انتخاباتي اين حزب و به دنبال مر گ مغزی اریل شارون  از ماه ژوئيه سال ۲۰۰۶ به نخست وزيري رژيم صهيونيستي رسيد وي  كه دوازدهمين نخست وزير ر‍ژيم صهيونيستي  بو د به اتهام فساد اقتصادي مورد بازجويي پليس قرار گرفت و مشروعيتش به زير سوال رفت.

در پی استعفای ایهود اولمرت، يورام توربوويتز که از دو سال پيش از سوى اولمرت مسئوليت يک رشته مأموريت‌هاى ديپلماتيک مهم را بر عهده داشت و علاوه بر آن ریاست دفتر وی را نیز عهده­دار بود، تا دو ماه دیگر از سمت خود استعفا داد .

به اعتقاد تحلیلگران مسائل منطقه خاورمیانه، با تغییر اولمرت نگاه مثبت و خوشبینانه به مسائل گوناگون مطرح در خاورمیانه رخت بر خواهد بست و آینده­ای مبهم و تا اندازه­ای منفی بر بسیاری از مسائل سایه خواهد انداخت.

نتانیاهو چندین بار در گفته­هایش بر لزوم استفاده از ابزار نظامی برای تامین امنیت اسرائیل سخن گفته است و قریب به اتفاق تحلیلگران بر این اعتقادند که در صورت اینکه نتانیاهو به نخست­وزیری اسرائیل برسد، مذاکرات صلح با فلسطینیان به طور کامل متوقف خواهد شد، مذاکرات صلح با سوریه نیز به بن­بست خواهد رسید و به طور کلی سیاست تندروانه جای سیاست معتدل در اسرائیل را خواهد گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

افغانستان ، جبهه ایی که دارد کهنه شود یا

جبهه های جدید تروریزم

پس از حمله اخیر به سفارت هند در افغانستان که منجر به کشته شدن حداقل ۴۰ نفر شد شورای وزیران افغانستان گفتگوهای دو جانبه با پاکستان را تا زمان "ایجاد فضای اعتماد" به حال تعلیق درآورده است، و این یعنی وخامتی کم سابقه در روابط پاکستان و افغانستان که اکنون در زمینه مبارزه با تروریسم اتهامات بیشماری بر علیه یکدیگر مطرح می کنند.

اینکه آتش در گرفته در صحنه افغانستان را نبرد میان امریکا و تندروان اسلامی تجسم کنیم به همان میزان کودکانه است که آن را صحنه درگیریها و کشمکشهای هند و پاکستان بدانیم .

واقعیت مسئله این است که دیگر مسئله به سادگی گذشته نیست .

و پدیده تروریزم بخصوص در آسیای جنوبی و آسیای میانه به سادگی گذشته قابل تحلیل نیست .اگر در گذشته "طالبان"  گروهی بود که به فرماندهی بن‌لادن و زیر نظر هنگ‌های «عرب» سازماندهی شده بود، و به هزینة عربستان سعودی و امارات متحدة عربی، زیر نظر سازمان سیا و ضداطلاعات ارتش پاکستان(ISI) اداره می‌شد، امروز همان «طالبان» شعب و منابع متعددی یافته است و مراکز الهامات سیاسی، نظامی و مالی آن عملاً نامشخص است.

نه می توان گفت طالبان آنقدر قدرتمند و  مستقل شده ، و نه می توان گفت طالبان تنها  در کنار و در کنترل سازمان  ضداطلاعات ارتش پاکستان(ISI)، و نه می توان گفت طالبان هنوز نوکر و ملعبه بی چون و چرای دست غرب است.

چرا که سازمان امنیت پاکستان آی‌اس‌آی، همیشه دولتی در داخل دولت در پاکستان بوده و هیچ زمانی این سازمان امنیت مورد کنترل دولت مرکزی پاکستان نبوده است و همانگونه که شاهد بودیم بارها عملیاتی را بر علیه خود دولت مرکزی پاکستان انجام داده است.

اما در اینکه سازمان امنیت پاکستان بخصوص  پس از روی کار آمدن مشرف در تقویت طالبان و القاعده در افغانستان تاثیر به سزایی داشته است، شکی نیست.

و شکل صوری همکاری پاکستان با غرب در مقابله با  طالبان حتی بنا به اعتراف خود مشرف یک یک مساله اجباری است، و بیشتر از اجباری بودنش صوری است.

از سویی دیگر مسئله کشانده شدن دامنه درگیریهای سیاسی هند و پاکستان به داخل صحنه افغانستان است که صحتی جدی دارد.

از سال ۱۹۴۷ یعنی از از زمان کسب استقلال،  هند و پاکستان  سه مرتبه بر سر مسئله اختلافات مرزی و مهمترین آنها کشمیر، با یکدیگر جنگیده اند و حال به نظر می رسد که دامنه خصومت سیاسی آنها به افغانستان کشیده است.

و مسئله اینگونه نیست که افغانستان تنها یک جبهه جدید برای خصومت های سیاسی این و کشور باشد بلکه سالهاست که هر دو کشور سعی می کنند نفوذ خود را در این کشور  از راههای مختلف افزایش دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

اکنون صحنه پاکستان صحنه نمایش یک تراژدی تکراری تاریخی است . قدرتی در حال سقوط و آخرین چنگهای تاثیر گذاری که بر صورت و شاکله قدرت خواهد کشید.

مشرف دارد می رود مثل تمام قدرت ها که از ابتدا رفتنی اند اما داستان های خویش را به هنگام افول پردازش می کنند.

وقتی می شنویم که دولت ائتلافي پاکستان تصميم گرفته که مشرف را بر اساس ماده ‏47‏ قانون اساسي پاکستان از سمت خود برکنار کند ، نا خواداگاه به یاد ژنرالی می افتیم که در 1999 توسط کودتای نظامی به کرسی قدرت  در کشورش تکیه زد و همین پارسال،  پس از  8 سال  حکمرانی با  اقتداری نظامی بر پاکستان ناارام و بی ثبات، به دنبال قانونی نمودن تمدید مهلت نشستن بر صندلی قدرتش بود.

 ماده چهل و هفتم از قانون اساسي سال ‏1973‏ پاکستان تصريح مي کند‏:‏رييس جمهور ي زماني از سمت خود برکنار خواهد شد که ناتواني فيزيکي و ذهني وي محرز شود و يا اتهام هايي درزمينه نقض قانون اساسي يا فساد اخلاقي عليه وي مطرح و ثابت شود

در سالی که مشرف می خواست  دورهء ریاست جمهوری اش را در یک مثلا  انتخابات پنج سال ‏دیگر تمدید نموده و درعین حال فرماندهی کل ارتش پاکستان را نیز همچنان حفظ نماید، چودری نتوانست اعتماد‏کافی مشرف را برای حمایت و فراهم آوردن مقدمات  لازم و  قانونی این امر  جلب نماید. ‏

و تلاش ساده انگارانه مشرف برای تعویض چودری با یک قاضی خوب و خودی به همراه شرایط شکننده مشروعیت داخلی و بین المللی مشرف وضعیت سقوط و افول او را مسجل نمود.

از زمان عزل رئیس دادگاه  عالی پاکستان، چودری افتخار محمد  توسط مشرف، ‏اعتراضات عمومی و نیز سرکوبی خشونت بار جامعهء حقوقدانان و مطبوعات توسط پلیس و سازمان اطلاعات پاکستان  افزایش یافت و اینگونه به نظر رسید که عمر 8 سال حکومت نظامی مشرف به پایان خود نزدیک شده است.

اینگونه بود که حزب حاکم مسلم لیگ پاکستان دیگر از برگ باطل شده مشرف استفاده ننمودند و در انتخابات از او دور شدند .

از طرفی غرب حمایت خود را از مشرف متوقف نموده است چرا که مشرف در برخورد با طالبان و القاعده دو گانه رفتار می کند و به عقیده غرب در رفتارهایش و بخصوص حمایت از القاعده  افغانستان شفاف نیست.

البته مشرف بعد از انتخابات ‏18‏ فوريه ‏2008‏ ( ‏29‏ بهمن ‏1386‏ ) اعلام کرده بود در صورتي که دولت ائتلافي بخواهد براي استيضاح وي اقدام کند از مقام خود استعفا خواهد کرد.

اما اکنون شاید مشرف به آخرین سلاح خود که همانا استفاده از ماده 58 قانون اساسی پاکستان مبنی بر انحلال مجلس ملی  متوسل بشود. اما اعلام  صریح شاخه قائد اعظم حزب  مسلم ليگ مبنی بر اینکه از این تصمیم حمایت نمی شود بیانگر تصمیم قابل انتظار و معقول این حزب در جهت فاصله گیری از مشرف در شرایطی است که حقوقدانان و اصحاب مطبوعات و افکار عمومی عمر یک رئیس جمهوری را تمام شده می دانند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  | 

 

بیهوده نیست اگر آتش تازه در گرفته در قفقاز و آسیای میانه را به انرژی و امنیت عرضه و صادرات  آن به غرب مرتبط نماییم .

چرا که بی توجه به این عامل مهم و تاثیر گذار  نمی توان  حمایت آشکار  غرب از گرجستان که احتمال رخ دادن تنش بین روسیه و غرب را فزایش داده است و همچنین حضور صدها نفر از کارشناسان دفاعی اسراییل در گرجستان را که  مشغول آموزش نظامی و تجهیز سیستم دفاع هوایی این کشور هستند را توجیه نمود.

آیا امریکا  واقعا و تنها به این  دلیل با حمایت از گرجستان و محکوم کردن حمله روسیه به تفلیس خود را دچار درگیری کرده  است به طوری که گریگوری کاراسین وزیر خارجه روسیه در پاسخ به بیانیه مقامات کاخ سفید اذعان داشته است که موضع گیری منفی آمریکا را برای تصمیم گیری های آتی خود مد نظر خواهیم داشت.

روسيه نیز در حمايت از شورشيان جدايی طلب منطقهء آبخازيا، و برای جلوگيری از سلطهء مجدد تفليس بر اوسيتيای جنوبی، نزديک به ده هزار سرباز به جمهوری گرجستان اعزام کرده است. روسيه همچنين ناوهای جنگی خود را در سواحل دريای سياه مستقر کرده است تا نگذارد اسلحه و تجهيزات نظامی به گرجستان وارد شود.

و این یعنی شاخ و شانه کشیدن و رویارویی دو ابر قدرت در منطقه قفقاز و آسیای میانه و آیا به راستی مسئله آزادی  و استقلال طلبی مردم اوستیای جنوبی است که ممکن است حتی موجب رویارویی و تنش میان غرب و روسیه شود؟

بخصوص  که روسها سند جديدي  را در اواسط 2008 به تصویب رساندند كه از آن به عنوان دكترين جديد روسيه در حوزه انرژي ياد شده است.طبق اين سند كه در مطبوعات روسي آمده است علت اصلي مناقشات جهان آينده را مسئله انرزي و مسائل زيست محيطي دانسته است و روسيه را مكلف به دستيابي به جايگاه برتر جهاني در حوزه انرژي دانسته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/26ساعت   توسط الهام حيدري  |